تبليغاتX
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: عشق صدای فاصله هاست ، فاصله هایی که غرق ابهامند ::*...
تابستون کوتاهه ...

 

 

 

 

ســـــلااااااااام

چرا ميزني خوب؟؟!  بذار از راه برسم

ببخشيد غيبتم اينقد طولاني شد (خدا ببخشه)

خوبين ؟؟ چه خبرا ؟؟؟ منم خوبمبيکار بي عار مي چرخيم 

 

 

 

 

                              

 

بازم تابستون شروع شد من عاااشق تابستونم  امسالم حال و حوصله ي کلاس رفتن ندارم فقط با يلدا شيمي ميرم  آخه تابستون زياد نمي بينمش اينجوري همديگه رو مي بينيم بيکار ، بي عار ، تو خيابونا مي چرخيم (به اين ميگن هدف متعالي )

معلم شيمي مون هم خيلي خفنگه ۴۵ دقيقه نصيحت مي کنه ، ۱۵دقيقه چرت و پرت ميگه ، نيم ساعت باقي مونده رو درس ميده
عجب تابستون خنکيه هاهمش بارون ميادما يکي از بخاري هامون تا دیروز روشن بود

 

                             

 


کارنامه مو گرفتم  فقط ذره اي تجديد شده بودم که بحمدالله بر طرف شد  5/19 شيمي منو تو کارنامه گذاشته بودن ۵/۹  البته تجديد هم نبودما با مستمرم جمع شده بود شد ۷۵/۱۳

 

 

 

پنجشنبه چهلم مامان بزرگم بود تا حالا تو مسجد پذيرايي نکرده بودم من عين مونگلا مانتو مخمل پوشيده بودم! البته زياد گرم نمي کرد ، هوا هم خنک بود ولي خوب ضايعس ديگه
من چايي مياوردم دختر خاله م شيريني و خرما پخش مي کرد  منم هرچي سيني بزرگ چايي بود ميدادم دست اون

اون روز همش سوتي ميدادم تو ايوون داشتم "مامانم گفته بهم دس تو مماخم نکنم" مي خوندم (با آب و تاب) جلو در ايوون دوستاي شوهرخاله م بودن... حسابي ضايع شدم به من چه ... من نمي دونستم اونجان!  تو مسجد خوردم به يه زنه چايي هام ريخت واسه يکي دوبار خرما و چايي و ... گذاشتم بعد مجبور شدم همه رو برگردونم
شبش تا حد مرگ خورده بوديم هر کدوم يه گوشه ولو شديم دختر خاله م هي ميگفت روز پرکاري بود من ميگفتم عار که کار نيسخلاصه روز پرکاري بود  خونه دوتا از همسايه ها پلو هم برديماگه بيچاره ها مي فهميدن چقد غذاشونو ناخونک زدم منو با جارو مي زدن

 

 

ديدين نادر بيچاره رو برکنار کردن ؟؟؟ نادرو کشتن هي هي ... دست نشانو ميگممتوسل زاده هم رفت ... اي خــــــاک بر اون سرش
از نظرمحمدي بايد ياد بگيرهچه لهجه قشنگي هم داره بده آدم فرهنگ و زبان مادريشو حفظ کنه

اصلا اينا رو بي خيال اسپانيا قهرمان شد من دوس داشتم ترکيه قهرمان شه محض تنوع البته قشنگ بازي مي کردنآخي! دلم براي پيتر چک سووووختمن که خودم پرتغالي بودم ( اسکولاري) بعدش ايتاليا ، اين کريستيانوي (...) يک عنصر نامطلوب دقيقا مث کفاشيان با آلمان خيلي بد بازي کردنآلمان تيمي نبود من اگه بازي ميکردم سر سه سوت ۵تا گل مي زدم من خواستم به بقيه بازيکنا جاي کار بدم

 

 

 


 

اينم از سفرنامه ي آيدا خودرو 
مدوني اصلا حس آپ کردنم نبود
ببخشيد ايندفعه زياد سرتونو درد نياوردم ايشاالله دفعه ي بعد
فعلا ... خدافظ

 

 

 

                                                      

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 8:31 بعد از ظهر |